فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
128
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ساخته شده است . چنان كه بسيارى ديگر از كاروانسراها و ساختمانهاى عام المنفعه از صدقات زنان كه معمولا خيرتر از مردانند ساخته شده است . در حاشيهء رودخانه كه آب آن در فاصلهء دو فرسنگى كاروانسرا به سيوند مىريزد چند مرغ ماهيخوار و چند قدم بالاتر تعدادى لكلك فوق العاده بزرگ نشسته بود كه ما را شگفتزده كردند . در اين مكان كه به جاى رودخانه بايد آن را درياچه يا تالاب ناميد تعداد زيادى غاز وحشى و مرغابى و ديگر مرغان آبزى بخصوص كلنگ وجود داشت كه در زمستان آنها را بوسيلهء باز يا چرغ يا ديگر مرغان شكارى كه بسيار قوىتر و درشتتر از نوع اروپائى خود هستند صيد مىكنند . دو ساعت پيش از غروب آفتاب منظرهء شهر شيراز از دور نمايان شد و به دهى كوچك رسيديم به نام اكبرآباد كه در يك فرسنگى شهر است . در اين ده توقف كرديم زيرا سفير مىخواست خبر بگيرد كه خانهاى كه در شيراز براى وى تدارك كردهاند آماده است يا نه و در صورت آماده بودن مىتواند همهء همراهان را در آن جاى دهد ، زيرا قرار بود كه در اين خانه سه ماه سكونت كند . بدين منظور صبح زود نجيبزادهاى را با مترجمى نزد علىبيگ فرستاد . اين شخص در غياب سلطان قائم مقام وى بود و در ايالات فارس و لار و بحرين عنوان خان داشت . اين ده در دشتى بزرگ و بسيار حاصلخيز كه كانالهاى بسيارى آن را قطع مىكنند واقع شده و اگرچه تعداد خانههايش بسيار كم و مردمش بسيار فقيرند چون در محلى كاملا مسلط بر شهر شيراز قرار گرفته و تقريبا همهء شهر با گنبدهاى رنگارنگ و منقش مساجدش در ديدرس آن است منظرهاى بسيار عالى دارد . صبح روز ديگر گروهى از قضات و دولتمردان شيراز به نمايندگى از جانب خان به ديدار سفير آمده هديهاى مركب از انواع شربت و ميوه به وى تقديم كردند و متذكر شدند كه اگر سفير مايل باشد براى ديگر همراهان نيز همان نوع هدايا فرستاده خواهد شد . پس از آنكه ما هم نمايندگان خان را با چاشتى مركب از انواع مربا و شراب اسپانيا